November 2008 Archives

|

فیلم «فریاد مورچه‌ها»ی مخملباف را دیدم. بازیگران به شدت غیرحرفه‌ای بودند، شیوه‌ی صحبت کردن بازیگر مرد واقعاً افتضاح بود، بازیگر زن البته بهتر حرف می‌زد اما نمی‌شد اسمش را بازیگر گذاشت. مجری صدای امریکا هم هست. نمی‌دانم چرا آقای مخملباف اصرار داشته‌ از این افراد استفاده کند. در مجموع فیلم جالبی هم نبود، توصیه می‌کنم فیلم را نبینید! در این فیلم صحنه‌های عریانی زیاد شده است. البته به هیچ وجه شهوت‌برانگیز نیست و بیشتر حال آدم را به هم می‌زند. خیلی خوب است که این فیلم را با فیلم عروسی خوبان کسی مقایسه کند. گرچه از نظر ایدئولوژیک خیلی مدرن شده است اما باز هم بازی‌های عروسی خوبان قابل مقایسه با این فیلم نیست.

|

چند روزی است که اینجا ننوشتم حرف ها انباشته شده و مواردی که می‌خواهم بنویسم زیاد است و این ستون ممکن است کمی دراز شود! پراکنده می‌نویسم:
- دو روز پیش تولد احسان رامز دوست نازنین و البته گرد ما بود و ما فرصت زیادی برای تدارک جشن نداشتیم. حدود یک ساعت وقت داشتیم و سعی کردیم هم دوستان را خبر کنیم و هم تدارک ببینیم که نتیجه این شد که خیلی از افرادی که جا داشت باخبر کنیم، خبردار نشدند و در همین جا پوزش می‌خواهم. ضمن این که عکس‌هایی هم حسام گرفته است که اگر به من بدهد و اجازه هم بدهد در سایت می‌گذارم.
- از روز دوشنبه دو هفته‌ی پیش یعنی آغاز تجمع دوم من سخت مریض شدم و البته سعی کردم با شورای تجمع‌کنندگان کم و بیش هم‌کاری کنم، اما نه آن‌چنان که باید و شاید و در مقطع خاصی ارتباطم کاملاً قطع شد؛ غیبت من هم در وبلاگ و هم در جاهای دیگر بیشتر به این خاطر بود. چند روزی است که اوضاع بهتر شده است. در آماده شدن پنجره هم خیلی از دوستان کمک کردند وگرنه من خیلی نای روزنامه‌نگاری نداشتم.
- اشتباهاتی تایپی در پنجره 25 پیش آمد که من عذر می‌خواهم، البته در نسخه‌ی پی‌دی‌اف اصلاح شده است. نام مسؤول حراست فیزیکی «کوچک‌زایی» است، نام یکی از مصاحبه‌شوندگان هم «رامین مهران‌فر» است که در توضیح پنجره اشتباه شده بود و در متن اصلی درست نوشته شده است. در مروری بر وقایع هم یک بیانیه جا افتاده است که دومین بیانیه‌ی پایانی تجمع است که همان بیانیه‌ی پایانی اول است با کمی تجدیدنظر.
- نشریه‌ی برادران ارزشی دانشگاه «خیمه» متلکی به من و برخی افراد دیگر انداخته است و نوشته است «اسقاتی» که منظورشان حتماً «اسقاطی» بوده، به خاطر تشابه اسم چند نفر از دوستان کشف کرده‌اند که منظورشان من بودم. این برادران دست کم از جانب من خیال‌شان راحت باشد، اگر خواستند متلکی، فحشی، چیزی نثار کنند با صراحت بنویسند و مطمئن باشند که من نه شهامت آن را دارم که جواب بدهم و نه حوصله‌ای که شکایت کنم. ضمن این که اگر طنز بامزه باشد استقبال و حمایت هم می‌کنم. خلاصه کار از این حرف‌ها گذشته است، به قول معروف: آن که به ما نریده بود/ کلاغ کون‌دریده بود!
- روزنامه‌ی زاهدان چند روز پیش تیتر هولناکی به نقل از خلیفه‌لو علیه تجمع مسالمت‌آمیز دانشجویان زده بود که نقل محافل دانشجویی بود. گویا چند نفر از دانشجویان به دفتر این روزنامه رفته و جوابیه‌ای داده‌اند و با گذشت چند روز هنوز منتشر نشده است. اگر واقعاً قصد درج پاسخ را نداشته باشند قاعدتاً باید نشریات دانشجویی نسبت به شیوه‌ی کار غیرحرفه‌ای و غیرمسؤولانه‌ی این روزنامه روشن‌گری کنند. شایعاتی هم در مورد روابط دست‌اندرکاران این نشریه و مسؤولان دانشگاه پخش شده است که من اطلاع دقیقی از آن ندارم.

|

نشریه شورا به صاحب‌امتیازی علی نمازی عضو مستفی شورای صنفی مهندسی منتشر شد. استقبال خوبی هم از آن شد فروش نزدیک به پانصد نسخه در شماره‌ی اول و شب اول فکر می‌کنم شروعی خیلی خوبی است. البته انتشار خبر مربوط به روز گذشته و تجمع در فروش آن تأثیر زیادی داشته است. این شماره‌ی شورا در واقع دفاع از هم‌پیمانان و شورای صنفی مستعفی دانشکده مهندسی بود. در بخش گفتگوها من هم صحبتی در دفاع از قانونی بودن هم‌پیمانان کردم. بقیه‌ی اعضای هم‌پیمانان هم همین طور. مصاحبه با پیمان فیضی جنبه‌ی طنزآمیز به خودش گرفته است. برای آقای نمازی آرزوی موفقیت می‌کنم و امیدوارم که این راه ادامه بدهند. در ضمن اگر این نشریه به دست‌تان نرسیده است می‌توانید از وبلاگ هم‌پیمانان نسخه‌ی پی‌دی‌اف را دانلود کنید. آدرس فایل پی‌دی‌اف این است:

|

نشریه‌ی السا با جنجال‌های جدیدی منتشر شده است بخشی از آن به مسائل داخلی السا برمی‌گردد که من کاری با آن ندارم. در مورد حذف صفحه‌ی آخر هم اشتباه بزرگی شده است. البته هم مدیر مسؤول نشریه ناوارد بوده است و هم برخی مسؤولان سوء استفاده کرده‌اند. اما نکته‌ای که به من مربوط می‌شود این است که یادداشتی را از این وبلاگ برداشته‌اند و در نشریه منتشر کرده‌اند و من بعد از چاپ متوجه شدم. بد نیست اگر قبل از چاپ این‌گونه مطالب به خودم خبر بدهند شاید برخی مطالب به مصلحت نباشد که چاپ شود. وقتی که چاپ شد دیگر نمی‌شود از بینش برد اما وقتی که اینجا منتشر شود می‌شود بلافاصله پاکش کرد!

|

همان‌طور که قبلاً هم نوشتم مدیرت فرهنگی دانشگاه خیلی بسته‌تر شده است. من چند بار در مورد نظارت پیش از چاپ با آن‌ها صحبت کردم قبول کردند که نباید نظارت پیش از چاپ بکنند اما گفتند فقط برای مطابقت مشخصات درخواستی و نشریه باید یک نگاه کوتاه به نرشه بیندازند. اما در مورد نشریه السا این بار دیدن پیش از چاپ به حذف یک صفحه انجامیده است. مدیر امور فرهنگی گمان می‌کند که نشریات باید زیر نظر او فعالیت کنند و هر چه را که صلاح نمی‌داند به خودش حق می‌دهد که حذف کند. با این وضع مجالی برای آزادی مطبوعات و آزادی بیان باقی نمی‌ماند. باید تکلیف نشریات را روشن کنیم یا دانشگاه می‌پذیرد نشریه دانشجویی منتشر شود یا نه. این که هر شماره بخواهد بازبینی کند بازگشت به دوران خفقان و استبداد محرم‌علی خان سانسورچی است. نظارت و دیدن پیش از چاپ به هر بهانه‌ای که باشد هیچ فرقی ندارد.

|

دیشب جلسه‌ی نقد آبگینه بود و تعداد زیادی از دانشجویان که عمدتاً بلوچ بودند در آن جلسه حضور داشتند و عمدتاً به انتشار مقاله‌ی خانم میری در مورد وضعیت دختران بلوچ بود اعتراض داشتند. نکته‌ی جالب توجه در مورد معترضان این بود که اصلاً لازم نمی‌دیدند برای صحبت کردن اجازه بگیرند. خوب، تصور کنید که پنجاه نفر بخواهند با هم صحبت کنند چه وضعتی پیش خواهد آمد. من به مدیریت جلسه اعتراض کردم که باعث ناراحتی یکی از دانشجویان شد و از جلسه خارج شد و البته بعد از مدتی برگشت و مدعی بود چون این جلسه مربوط به قوم بلوچ است من حق اظهارنظر ندارم! نکته‌ی جالب توجه دیگر این بود که یکی از دانشجویان بلوچ خودش به نقد فرهنگ بلوچی می‌پرداخت که البته با اعتراض بقیه‌ی دوستانش روبرو شد.

|

در ترجمه اسامی یونانی خیلی مشکل‌ساز است. البته منظورم ترجمه از انگلیسی به فارسی است. ظاهراً در زبان فارسی اسامی یونانی مستقیم از یونانی وارد فارسی شده است. وقتی این اسامی از یونانی وارد انگلیسی شده است به خاطر سیستم آواهای متفاوت تغییرات زیادی کرده است. در نتیجه در مواجهه به اسامی یونانی به زبان انگلیسی ظاهر کلمات گمراه‌کننده است. در این گونه موارد بهتر است حتماً به فرهنگ معتبری مراجعه شود. سعی می‌کنم به زودی لیستی از این اسامی تهیه کنم در وبلاگ بگذارم. برای نمونه حدس بزنید که این اسامی را در فارسی چه می‌گویند؟
Plato - Ptolemy

|

بالاخره بعد از چند بار بازبینی ترجمه کتاب منطق را فرستادم. قبلاً هم ترجمه کتاب فلسفه شرق را فرستاده بودم که هنوز توی وزارت ارشاد است. فکر کنم دوتاییش دیگر برای نمایشگاه کتاب آماده بشود. می‌خواستم پشت جلد کتاب را بگذارم اما وقتی هنوز چاپ نشده شاید جالب نباشد. شاید هم باز گذاشتم معلوم نیست.
در ضمن امروز بالاخره با معاونت دانشجویی دانشگاه مصاحبه کردم بیشتر مباحث مربوط به شورای صنفی بود و کمیته انضباطی. اگر پنجره‌ی بعدی منتشر بشود چاپش می‌کنیم.

About this Archive

This page is an archive of entries from November 2008 listed from newest to oldest.

October 2008 is the previous archive.

December 2008 is the next archive.

Find recent content on the main index or look in the archives to find all content.