January 2009 Archives

|

دیروز اتفاقات فجیعی در دانشگاه افتاد. اتفاقاتی که از یاد نخواهد رفت یعنی ما اجازه نخواهیم داد که از یاد برود. سه دانشجوی بی نوا و بی پناه را با ضرب و شتم از دانشگاه بیرون کردند. تصور این که انسانی بتواند روی این آدمها دست بلند کند برای من دشوار است. کسانی که دم از غزه می زنند اگر به اندازه اسرائیل سلاح داشته باشند معلوم نیست چه قیامتی به پا کنند. آیا مسوولانی که چنین دستورات غیرانسانی می دهند به این موضوع هم فکر می کنند که این دانشجویان شب را کجا بگذرانند؟
من مشهدم و شدیدا پی گیر قضایا هستم به زودی وکیل را معرفی خواهم کرد تا روند فجیع نقض حقوق دانشجویان را پی گیری کند.
تا زمانی که رییس کمیته انضباطی خودش را فراتر از قانون می داند و مدعی است هر کاری را صلاح بداند می تواند انجام دهد هیچ کس در دانشگاه در امان نیست. ممکن است صلاح بداند چند دانشجو را در دانشگاه اعدام کند. وقتی قانون کنار گذاشته شود هیچ چیز مشخص نیست.
رییس دانشگاه مدعی است که دخالتی در کمیته انضباطی بدوی نمی کند چون عضو آن نیست. به هر حال ما همه چیز را به اطلاع ایشان رساندیم ببینیم در کمیته تجدید نظر چه می کند. اصلا کمیته تجدید نظر با کمیته بدوی فرق دارد؟
گویا تمام خبرگزاری ها را در سایت دانشگاه فیلتر کرده اند. حق هم دارند وقتی چنین فاجعه ای مرتکب می شوند باید چشمان همه کور شود تا نبینند.
استاد محترمی که تا دیروز اسم اسم های طولانی می فرستاد امروز که به قمامی رسیده است اصلا جواب اس ام را نمی دهد. چقدر با رسیدن به مقام آدم ها عوض می شوند. وقتی وارد جماعتی این چنین می شوی یا همرنگ جماعت می شوی یا کنار می کشی. و وقتی کنار نکشیدی دیگر هیچ امیدی به تو نیست و دیگر آدم سابق نیستی و از این چیزهاست که حالم به هم می خورد

| | Comments (2)

امروز صبح یکی از دانشجویان خبر داد که چند نفر ممنوع الورود به دانشگاه شده اند. جالب این است که هنوز به گفته خودشان جلسه کمیته انضباطی تشکیل نشده است. اما این نامه قاعدتا باید بعد از حکم اخراج زده شده باشد. و شنیدم که نامه حکم کمیته انضباطی به نگهبانی ها داده شده است. وقتی که داخل دانشگاه هستم ممنوع الورود یعنی چی؟ یعنی من باید بروم بیرود و دیگر نیاییم؟ اگر نروم بیرون تکلیف چی می شود؟ برای خروج از این پارادوکس باید از دانشگاه بروم بیرون.

|

پاسخ به نشریه یواس بی امروز را قبلا به مدیر مسوول این نشریه تحویل دادم اما ظاهرا به یکی از دوستان پیام داده اند که این پاسخ را منتشر نخواهند کرد. مهم نیست در این صورت در نشریات دیگر منتشر خواهد شد البته پی گیری قانونی خواهم کرد ضمن این که یک شکایت هم در مورد اتهامی که وی به من زده است به کمیته ناظر تحویل داده ام. البته واقعیت این است که گرایش های خاص سیاسی در این دانشگاه مصونیت ندارند نه لازم است جوابیه منتشر کنند و نه ترسی از طرح شکایت دارند. خواستم برای این که خوانندگان هم یادداشت ایشان را بخوانند و هم پاسخ را, به وبلاگش لینک بدهم اما با کمال تعجب دیدم مطلبی که در وبلاگ منتشر شده است هیچ شباهتی با آن مطلبی که در نشریه منتشر کرده است ندارد. در نتیجه لینک دادن بیشتر مایه سردرگمی خواهد شد و به همین خاطر لینک ندادم.
از آن جا که چندین بار این سایت فیلتر شده است و باز هم ممکن است فیلتر شود یک وبلاگ بلاگ اسپات درست کردم و مطالب اصلی را در آن وبلاگ می گذارم اگر زمانی این سایت در دسترس نبود لطفا به آن وبلاگ مراجعه کنید:

البته برخی از مطالب در آن وبلاگ نیست و کمی هم سبک تر است و زودتر بالا می آید.
دیروز نشستی داشتیم با دانشجویانی که احضار شده بودند تبادل اطلاعات کردیم و بنا شد اقداماتی به صورت جمعی و فردی انجام دهیم که نتیجه اش را احتمالا به زودی خواهید دید. مساله این است که ما تا به حال در دفاع از خودمان کوتاهی کردیم و گاهی بی دلیل در مقابل تعرضات و اتهامات بی اساس دیگران کوتاه آمدیم و این باعث گستاخ تر شدن آنان شده است. از این پس باید این رویه را کنار بگذاریم. هیچ دلیلی ندارد که در مقابل کسانی که نه شرافتی دارند, نه به اخلاق پای بندند و نه به قانون کوتاه بیاییم.

|

چند روزی وبلاگ فیلتر شده بود و دلیلش را نفهمیدم. البته فقط وبلاگ اصلی فیلتر بود و وبلاگهای جانبی دیده می شد. من فقط یک ایمیل زدم به فیلترینگ مخابرات و پرسیدم آیا اشتباهی فیلتر شده یا دلیلی دارد؟ گمان نکنم که این ایمیل تاثیری گذاشته باشد شاید هم گذاشته است من خبر ندارم. دنبال این بودم که وبلاگ برگردان را به یک زیردامنه فرعی منتقل کنم که دیدم رفع فیلتر شد.
شنبه رفتم کمیته انضباطی و با آقای ضیاءالدینی در آن جا صحبت کردم. اتفاقات خیلی جالبی آن جا افتاد. اتفاقاتی که واقعاً نادر بودند و گمان نمی کنم در هیچ دانشگاهی و هیچ کشوری چنین اتفاقاتی بیفتد. من خیلی خوش شانس بودم که توانستم شاهد این صحنه ها باشم. شرحش را بعدا می نویسم.
به دکتر رضوانی دوباره اعلام کردم که مطابق آیین نامه من می خواهم در جلسه شورای انضباطی باشم و دبیر شورا موظف است مرا دعوت کند. اما ایشان گویا مطمئن نبودند که آیین نامه چنین حقی برای دانشجویان قائل شده است و شک و تردید داشتند و علت عدم حضور دانشجویان را عدم تمایل اعضای شورای انضباطی به شناخته شدن می دانستند. که این موضوع هم جالب توجه است. مگر کار بدی می کنند که نمی خواهند کسی آنها را بشناسد؟ صحبت هایی بود که دیروز جلسه شورای انضباطی است. هنوز خبری نشده است که آیا برگزار شده یا نه و آیا پرونده من بررسی شده یا هنوز بررسی نشده.
- یک جوابیه برای نشریه یواسبی امروز نوشتم و به مدیر مسوول دادم. گمان نکنم منتشر کند اما به هر حال وظیفه ما بود که توضیحات را بدهیم. علاوه بر این جوابیه در مورد اتهام ارتباط با بیگانگان از ایشان در کمیته ناظر بر نشریات شکایت خواهم کرد.اگر به این برادران ارزشی رو بدهیم وسط دانشگاه ما را اعدام می کنند. به زودی متن جوابیه را در سایت می گذارم.

|

خواستم گزینه نظر دادن را برای وبلاگهای کناری هم درست کنم. ظاهرا کار نمی کند. نمی دانم مشکل از کجاست. در ضمن بعضی از لینک های این وبلاگ در اینترنت اکسپلورر دیده نمی شود اما در فایرفاکس دیده می شود.
شایعه نیامدن خاتمی دارد جدی می شود. گویا قرار است تا چند روز دیگر تصمیمش را اعلام کند. به عقیده من نیامدن خاتمی به معنی ادامه احمدی نژاد است. البته آمدنش هم به این معنی نیست که قطعا پیروز میشود.. اما به هر حال می شود سرمایه گذاری کرد و فعالیت کرد تا شاید فرجی بشود. روی بقیه اصلاح طلبان اصلا نمی شود حساب کرد.
مصاحبه کرباسچی هم خیلی جالب بود. عصبانیت یک سیاستمدار فصلی که هر ازگاهی وارد میدان سیاست می شود که عمدتا هم نزدیک به انتخابات است و بعد از دیگران گلایه می کند که چرا سیاست ورزی مدرن نمی کنند. در سیاست ورزی مدرن افراد در سیاست قایم موشک بازی نمی کنند یا هستند یا می روند. از این گذشته تقصیر خاتمی نیست که در کشور قحط الرجال است و بقیه منتشر تصمیم او هستند.
آخرین شماره نشریه آبگینه را هم گذاشتم در قسمت دانلود نشریات دانشجویی می توانید شماره ششم این نشریه را ببینید از انجمن اسلامی ادبیات سات در حوزه مسائل زنان. مقاله ای که در مورد زنان بلوچ نوشته شده بود مورد اعتراض برخی از دانشجویان قرار گرقت.

|

بخش جستجوی سایت مدتی بود کار نمی کرد که خوشبختانه درست شد. فایل اصلی جستجو پاک شده بود.
مدتی پیش متوجه شدم که خبرگزاری آفتاب یک ترجمه قدمی من را در سایتش گذاشته است. ترجمه از راسل: چگونه از عقاید احمقانه بپرهیزیم؟ متاسفانه اسم مترجم را ذکر نکرده بود و خیلی از سایت ها و وبلاگهای دیگر هم این مطلب را از این سایت کپی کردند . و آنها هم قاعدتا نام مترجم را ننوشتند. به برخی ایمیل و پیام فرستادم که خوشبختانه اغلب آنها و از جمله خود خبرگزاری آفتاب نام مترجم را اضافه کرد.این ترجمه را در اینجا می توانید بخوانید:
http://eskafi.com/2007/08/post_48.html
این ترجمه را در پنجره منتشر کردم.
متاسفانه شایعه ای در مورد من پیچیده است و عده ای عامدانه به آن دامن می زنند بدون این که هیچ گونه سند و مدرکی داشته باشند. من اینجا با صراحت اعلام می کنم که هیچ گونه ارتباطی با نشریه توقیف شده فریاد نداشتم و قبل از انتشار این نشریه اصلا دست اندرکارانش را نمی شناختم. اگر هم قرار باشد جایی مطلبی بنویسم حتما با اسم می نویسم همین طور که در چندین نشریه دانشجویی گاهی مطلبی می نویسم. بنابراین لطفا شایعه درست نکنید.

About this Archive

This page is an archive of entries from January 2009 listed from newest to oldest.

December 2008 is the previous archive.

February 2009 is the next archive.

Find recent content on the main index or look in the archives to find all content.