سرعت اینترنت خیل پایین آمده است همه سایتها فیلتر شدهاند مگر این که خلافش ثابت شود. پیامک قطع است. همه افسرده و عصبانی هستند. روزنامهها بسته شده حتا نشریات دانشجویی هم منتشر نمیشود و در این اوضاع خبرنامههایی را داخل اتاق میاندازند. تیترشان را نگاه میکنم و میفرستم توی سطل آشغال. فکر کنم این حق را دارم که در اتاقم با اراجیف روبرو نشوم. لطفاً از این چیزها توی اتاق من نیندازید.
قرار بود دو تا ترجمه را آماده کنم که هیچ کدام به جایی نرسیده است. خیلی بدقول شدم. دستم به هیچ کاری نمیرود.
June 2009 Archives
این روزها بعضیها طوری صحبت میکنند که انگار آنها همه چیز را میدانستند و ما هم کلاً از مرحله پرت بودیم و بعد هم با افتخار رأی دادن ما را به باد تمسخر میگیرند. گرچه فرصت نوشتن و دادن پاسخ منطقی ندارم، اما همین قدر بگویم که من پشیمان نیستم. خیلی هم اتفاقات بعد از انتخابات برای من دور از ذهن نبود اما اگر زمان به عقب بازگردد با قاطعیت بیشتری رآی خواهم داد.
کم کم می شود با خبال راحت شب ها بخوابیم. با صحبت هایی که در مناظره دیشب شد نتیجه انتخابات مهم نیست. انتظارات من زیاد نیست همین حرف ها کافی بود.
بعضی آهنگهایی که اخیرا ملت گوش میدهند خیلی عجیب غریب است. وقتی بعضیهایشان را گوش میکنم احساس میکنم خانهی همسابه بغلی دعوا شده است و دارند تند تند به هم فحش میدهند هر چقدر هم سعی میکنم گوش بدهم ببینم چی به هم میگویند متوجه نمیشوم. سلیقهها خیلی عوض شده است.
