September 2009 Archives

|

سایت سازمان سنجش کارنامه انتخاب رشته داوطلبان کنکور کارشناسی ارشد را در دسترس قرار داده است. نکات قابل توجهی در این کارنامه‌ها دیده می‌شود. عدد 5 در کارنامه یعنی این که شما «بنا به نظر دبیرخانه هیأت مرکزی گزینش دانشجو » مجاز به انتخاب رشته‌های «دانشگاه تربیت مدرس» نیستید. یعنی این دانشگاه شرایط خاصی دارد که با دیگر دانشگاه‌ها تفاوت دارد. در بعضی از دانشگاه‌ها آخرین رتبه قبولی از ظرفیت اعلام‌شده کم‌تر است. ظرفیت زبان‌شناسی همدان 9 نفر در دفترچه قید شده است. آخرین رتبه‌ی قبولی آن 7 است. در کرمان‌شاه ظرفیت اعلام شده 6 نفر و آخرین رتبه هم 6 است. با توجه به این که کسانی بوده‌اند که در این دانشگاه‌ها قبول شده‌اند و به آن دانشگاه نرفته‌اند (دست کم یک نفر) پس قاعدتاً ظرفیت اعلام شده پس از درج در دفترچه کاهش پیدا کرده است. در ضمن رتبه‌های اعلام شده در شیوه‌ی جدید آموزشی «آموزش‌محور» نشان می‌دهد که داوطلبان علاقه‌ای به این نوع رشته‌ها نداشته‌اند.
آدم باید خیلی خوش‌شانس باشد که یک ساعت از خواب دیر بیدار شود بعد همه ساعت‌شان را یک ساعت بکشند عقب!

|

خداوند خیر دهد به کسانی که در خانه‌شان را باز می‌گذارند که اگر کسی از حال و هوای خیابان وحشت کرده بود بپرد تو خانه‌ی آن‌ها. خداوند صد در دنیا و یک در آخرت به آن‌ها عوض بدهد.ما و خیلی دیگر از مردم زندگی‌مان را به این جور آدم‌های خیّر و فداکار مدیونیم. مردم دیروز حضور چشم‌گیری در خیایان داشتند امیدوارم آن‌هایی که باید فهمیده باشند بالاخره فهمیده باشند و فکری به حال مطالبات مردم و اوضاع کشور بکنند.
شنیدم آقای پیرحسینلو عزیز و همسرش بازداشت شده‌اند تا جایی که من اطلاع داریم ایشان پس از ازدواج دیگر فعالیت سیاسی و مطبوعاتی را کنار گذاشته بود و من اصلاً نمی‌فهمم چرا دستگیر شده است. تا حدود سه سال پیش وبلاگ الپر را می‌نوشت که وبلاگ بسیار فعال و پربیننده‌ای بود و از اصلاح‌طلبان حمایت جدی می‌کرد. یک بار هم در نشریه پنجره با ایشان مصاحبه کردیم. امیدوارم ایشان و دیگر زندانیان سیاسی به زودی آزاد شوند.

|

نسخه جدید مووبل تایپ هم آمده است و گویا امکانات جدیدی در مورد شبکه‌های اجتماعی مثل فیسبوک و تویتر و این چیزها دارد. هنوز امتحانش نکردم اما در معرفی اش آمده بود. طبق آخرین خبرها گویا هشت نفر از دانشجویان دانشگاه سیستان و بلوچستان با احکام شدید انضباطی مواجه شدند و قاعدتاً در ترم جدید ممنوع‌الورود شدند. متأسفانه این روند در این دانشگاه هم‌چنان ادامه دارد. ترم پیش هم همین داستان تکرار شد البته در نهایت 6 نفر به دانشگاه برگشتند و دو نفر حکم محرومیت خوردند. امیدوارم این بار در تجدید نظر یک کاری بکنند که این دانشجویان به دانشگاه برگردند. تمام این افراد گویا از فعالین انجمن‌های اسلامی بودند.

|

چند وقت پیش چیزی نوشته بودم در مورد ترئیناتی که ملت به گردن‌شان آویزان می‌کنند. دیروز یک نفر را دیدم که یک آچار واقعاً آچار به گردنش آویزان کرده بود. البته تسبیح و چیزهای دیگری هم بود اما خیلی عجیب بود که آچار هم جزو لوازم تزئینی بشود. حیف که این جور مواقع نمی‌شود عکس گرفت.
وبلاگی درست کردیم به نام «روزی، روزگاری، دانشگاه سیستان و بلوچستان» و اگر فرصتی بشود کم‌کم در آن‌جا خاطراتم را از دانشگاه می‌نویسم. آدرسش این است:
onusb.blogspot.com
هنوز چیزی ننوتشم. آن قدر خاطرات زیاد است که من نمی‌دانم از کجا شروع کنم. شاید هم بهتر باشد اول دیگران شروع کنند.
در ضمن چند تا مطلب بود که بنا به درخواست رییس دانشگاه البته با واسطه از سایت برداشته بودم، در واقع غیرفعالش کرده بودم. حالا هر چند زمان زیادی از آن می‌گذرد اما دیگر دلیلی نمی‌بینم که غیرفعال باشد و فعالش کردم.

|

دیروز سعی کردم وارد سایت گلستان دانشگاه بشوم که راه نداد. دلیلش هم البته خیلی روشن است من فارغ‌التحصیل شدم و دیگر نباد وارد سیستم آموزشی بشوم. اما خوب بود حداقل تا مدتی باز می‌گذاشتند که اگر آدم به گزارشی یا چیزی از نمرات و ترم‌های تحصیلی نیاز داشت بتواند بردارد.
سال‌ها پیش بعد از آن که از دانشگاه علم و صنعت اخراج شدم وبلاگی را با دوستان راه انداختیم به نام «روزی، روزگاری، دانشگاه علم و صنعت ایران» و از خاطرات آن دانشگاه در وبلاگ می‌نوشتیم. اگر فرصتی پیدا کنم و چند نفر هم پایه پیدا شود وبلاگی هم به نام «روزی، روزگاری دانشگاه سیستان و بلوچستان» راه می‌اندازیم و در آن از خاطرات خوب و بد و از فعالیت‌های دانشجویی در این دانشگاه می‌نویسیم. خاطرات من از این دانشگاه در مجموع خیلی بد نبود. فقط ترم آخر خیلی عذاب‌آور بود در هر صورت تجربه‌ای بود.
از علی باقری عزیز چند وقتی است که خبری نیست. رفتار مسئولان دانشگاه در ترم آخر با علی که دبیر انجمن اسلامی ادبیات بود بسیار وحشیانه بود و تا آن‌جایی که من شاهد بودم سه بار مورد ضرب و شتم وحشیانه نگهبانان قرار گرفت. مدتی است به تماس‌ها جواب نمی‌دهد و با هیچ کس هم تماس نگرفته است اگر کسی از ایشان اطلاعی دارد لطفاً خبر بدهد. امیدوارم اتفاق ناگواری برایش نیفتاده باشد.
در گروه «دانشگاه سیستان و بلوچستان» در فیس بوک تا جایی که اطلاع داشتم آمار قبولی‌های ارشد را نوشتم. از آن‌جا که برای مسئولان دانشگاه به غیر از سنگ و چمن و حباب رنگی چیز دیگری اهمیت ندارد، برای درآوردن این آمار باید خود دانشجویان همت کنند. پس خواهش می‌کنم اگر اطلاعاتی در این مورد دارید به این گروه (عنوان گروه با حروف فارسی است) بروید و اطلاعات‌تان را بنویسید.
در ضمن آقای حامد سالاری مدیرمسئول نشریه‌ی توقیف شده‌ی فریاد چند روز پیش فارغ‌التحصیل شدند. به خاطر انتشار این نشریه چند نفر کاملاً بی‌ارتباط با آن، از جمله من ممنوع‌الورود شدیم و اتهامات سنگینی به ما زده شد. اما ایشان خیلی طبیعی به درس‌شان ادامه دادند و حتی به پاداش هم‌کاری‌هایی که با کمیته انضباطی داشتند در پارک دانشجوی ادبیات یک غرفه هم به ایشان داده شد. ادعا می‌شد که ایشان هم حکم محرومیت از تحصیل گرفته‌اند که ظاهرا مثل بسیاری دیگر از گفته‌های مسئولان دانشگاه کذب محض بود.

About this Archive

This page is an archive of entries from September 2009 listed from newest to oldest.

August 2009 is the previous archive.

October 2009 is the next archive.

Find recent content on the main index or look in the archives to find all content.