معرفی

گفتگو 53

جمهوری مهاباد
192 صفحه/ 1500 تومان

حدود 150 صفحه از 190 صفحه‌ی آخرین شماره‌ی گفتگو به موضوع ویژه‌ی این شماره «جمهوری مهاباد» اختصاص یافته است. کاوه بیات علاوه بر «باب گفتگو» مقاله‌ی تاریخی و خواندنی «ارومیه و تحرکات کمیته نجات» را نوشته است. احسان هوشمند «سال‌های آشوب» را بررسی کرده است و مجتبی برزویی مقاله‌ی «مکریان و اندیشه‌ی ایران» و محمد حسین خسروپناه مقاله‌ی «حزب توده‌ی ایران و تحولات کردستان» را نوشته است. «جمهوری مهاباد» و «کردها و فرقه‌ی دموکرات آذبایجان» عنوان دو یادداشت ترجمه‌ی شده‌ی این شماره است که هر کدام بخشی از یک کتاب جداگانه است. در بخش روزنامه این شماره این یادداشت‌ها آمده است: «لایحه هدفمند کردن یارانه‌ها، قطع عضو بدون بیهوشی» - «نود؛ نمایش تضاد شیشه و سنگ» - «ترک‌ها و دولت سایه‌ی آن‌ها». در بخش کتاب‌خانه نیز چندین کتاب معرفی شده است.
در انتهای باب گفتگوی این شماره آمده است «مدارا و اعتدال را از ویژگی‌های اصلی فرهنگ ایران برشمرده‌اند و حد واسطی که در بسیاری از اوقات مانع از پیشامد گسست‌هایی جدی در فاصله‌ی فرازها و نشیب‌های معمول این سرزمین بوده است. این شماره نیز به رغم تمامی دل‌تنگی‌ها صرفاً با این امید منتشر می‌شود که شاید اعاده‌ی میزانی از اعتدال و مدارا، بار دیگر کارساز شده، تفاوت دیدگاه‌ها - حال در هر زمینه‌ای که باشند - از تنها مجرای معقول و میسر، یعنی از طریق طرح و بیان آزادانه، امکان حل و فصل یابند.»


نقد ادبی و دموکراسی

حسین پاینده
نبلوفر/ 1385
288 ص / 2800 تومان

این کتاب مجموعه‌ی مقالات (یا به قول خودشان جستارهای) حسین پاینده درباره‌ی نظریه و نقد ادبی جدید است. از مقالات این کتاب: مرگ مؤلف در نظریه‌های ادبی - ملاحظاتی درباره‌ی چشم‌انداز جهانی شدن ادبیات معاصر ایران - داستانگ و توانمندی آن برای نقد فرهنگ - شیوه‌های جدید نقد ادبی: مطالعات فرهنگی - فروید و نقد ادبی - نقد ادبی و دموکراسی - بررسی مصداق‌های سرقت ادبی در کتاب نظریه‌های نقد ادبی معاصر.
در پایان «نقد ادبی و دموکراسی» آمده است: «نقد ادبی را نمی‌توان به سهولت تدریس کرد زیرا مخاطبان ما هنوز به آن درجه از خودآگاهیِ فرهنگی و سیاسی نرسیده‌اند که دموکراسی را به عنصری ساختاری در تفکر بدل کنند. اندیشه‌ی استبدادطلب، تکثر نظریه‌های نقد ادبی را برنمی‌تابد. ذهنیتی که اندیشیدن و استدلال کردن را فعالیتی تفویض‌پذیر می‌داند، هرگر نمی‌تواند در حوزه‌ای خوش بدرخشد که تفکر و اقامه‌ی دلیل از ملزومات اجتناب‌ناپذیر آن هستند. نقد ادبی مستلزم باور داشتن به دموکراسی و منوط به درک این موضوع است که ...»


گفتگو 51

پروژه‌ی مشروطیت
خرداد 87
152ص/ 1500 تومان

آخرین شماره‌ی گفتگو به موضوع انقلاب مشروطه اختصاص داده شده است، سردبیر این شماره تورج اتابکی است و در باب گفتگو می‌گوید: «در تاریخ معاصر ایران هیچ رویدادی را سراغ نداریم که هم‌سنگ نهضت مشروطیت اسیر کج‌فهمی‌ها و خطااندیشی‌های تاریخی اهل قلم و سیاست شده باشد. عمده دلیل این کج‌فهمی و خطااندیشی نقش چشم‌گیری است که نهضت مشروطیت در صد سال گذشته در شکل دادن به فرهنگ سیاسی ایران داشته است. از همین رو تاریخ‌نگاری مشروطیت عمدتاً نه در بستر روح تاریخ زمان وقوع آن که از منظر زمانه‌ای دیگر و در چارچوب تنگ مأنوسات عقدیتی-سیاسی که گاه مغایر با روح مشروطیت و اهداف آن قرار دارد، رقم خورده است.» علاوه بر این در این شماره در زمینه‌ی مشروطیت کاوه بیات «پروگرام مشروطه»، نگین نبوی «خوانندگان، مطبوعات و فضای عمومی»، تورج اتابکی «مشروطه‌خواهان بدون مرز...»، علی قیصری «مفاهیم و نهادهای حقوق اساسی در ایران...» را نوشته‌اند. در بخش‌ کتابخانه این شماره نیز کتاب‌های مربوط به مشروطیت بررسی شده است و در بخش روزنامه به ماسئلی چون «فتل بی‌نظیر بوتو»، «خصوصی‌سازی» اشاره شده است.
سایت گفتگو


چهارشنبه ۱۸ شهریور ۸۸

دیروز سعی کردم وارد سایت گلستان دانشگاه بشوم که راه نداد. دلیلش هم البته خیلی روشن است من فارغ‌التحصیل شدم و دیگر نباد وارد سیستم آموزشی بشوم. اما خوب بود حداقل تا مدتی باز می‌گذاشتند که اگر آدم به گزارشی یا چیزی از نمرات و ترم‌های تحصیلی نیاز داشت بتواند بردارد.
سال‌ها پیش بعد از آن که از دانشگاه علم و صنعت اخراج شدم وبلاگی را با دوستان راه انداختیم به نام «روزی، روزگاری، دانشگاه علم و صنعت ایران» و از خاطرات آن دانشگاه در وبلاگ می‌نوشتیم. اگر فرصتی پیدا کنم و چند نفر هم پایه پیدا شود وبلاگی هم به نام «روزی، روزگاری دانشگاه سیستان و بلوچستان» راه می‌اندازیم و در آن از خاطرات خوب و بد و از فعالیت‌های دانشجویی در این دانشگاه می‌نویسیم. خاطرات من از این دانشگاه در مجموع خیلی بد نبود. فقط ترم آخر خیلی عذاب‌آور بود در هر صورت تجربه‌ای بود.
از علی باقری عزیز چند وقتی است که خبری نیست. رفتار مسئولان دانشگاه در ترم آخر با علی که دبیر انجمن اسلامی ادبیات بود بسیار وحشیانه بود و تا آن‌جایی که من شاهد بودم سه بار مورد ضرب و شتم وحشیانه نگهبانان قرار گرفت. مدتی است به تماس‌ها جواب نمی‌دهد و با هیچ کس هم تماس نگرفته است اگر کسی از ایشان اطلاعی دارد لطفاً خبر بدهد. امیدوارم اتفاق ناگواری برایش نیفتاده باشد.
در گروه «دانشگاه سیستان و بلوچستان» در فیس بوک تا جایی که اطلاع داشتم آمار قبولی‌های ارشد را نوشتم. از آن‌جا که برای مسئولان دانشگاه به غیر از سنگ و چمن و حباب رنگی چیز دیگری اهمیت ندارد، برای درآوردن این آمار باید خود دانشجویان همت کنند. پس خواهش می‌کنم اگر اطلاعاتی در این مورد دارید به این گروه (عنوان گروه با حروف فارسی است) بروید و اطلاعات‌تان را بنویسید.
در ضمن آقای حامد سالاری مدیرمسئول نشریه‌ی توقیف شده‌ی فریاد چند روز پیش فارغ‌التحصیل شدند. به خاطر انتشار این نشریه چند نفر کاملاً بی‌ارتباط با آن، از جمله من ممنوع‌الورود شدیم و اتهامات سنگینی به ما زده شد. اما ایشان خیلی طبیعی به درس‌شان ادامه دادند و حتی به پاداش هم‌کاری‌هایی که با کمیته انضباطی داشتند در پارک دانشجوی ادبیات یک غرفه هم به ایشان داده شد. ادعا می‌شد که ایشان هم حکم محرومیت از تحصیل گرفته‌اند که ظاهرا مثل بسیاری دیگر از گفته‌های مسئولان دانشگاه کذب محض بود.

نوشته‌های مربوط:


یادداشت قبلی<<|| صفحه اصلی ||>>یادداشت بعدی


سخن

شرم‌تان باد ای خداوندان قدرت، بس کنید!
بس کنید از این همه ظلم و قساوت بس کنید!
ای نگهبانان آزادی!
نگهداران صلح!
ای جهان را لطف‌تان تا قعر دوزخ رهنمون،.
سرب داغ است این که می‌بارید بر دل‌های مردم،
سرب داغ!
موج خون است این، که می‌رانید بر آن کشتی خودکامگی را موج خون!
گرنه کورید و نه کر،
گر مسلسل‌های‌تان یک لحظه ساکت می‌شوند،
بشنوید و بنگرید:
بشنوید این وای مادرهای جان آزرده است،
کاندرین شب‌های وحشت، سوگواری می‌کنند!
بشنوید این بانگ فرزندان مادرمرده است؛
کز ستم‌های شما هر گوشه زاری می‌کنند.
بنگرید این کشتزاران را که مزدوران‌تان
روز و شب با خون مردم ،آبیاری می‌کنند.
بنگرید این خلق عالم را که دندان بر جگر،
بیدادتان را، بردباری می‌کنند!
دست‌ها از دست‌تان ای سنگ چشمان! بر خداست!
گرچه می‌دانم
آنچه بیداری ندارد،
خواب مرگ بی‌گناهان است و وجدان شماست!
با تمام اشکهایم ،باز،- نومیدانه- خواهش می‌کنم:
بس کنید!
بس کنید!
فکر مادرهای دلواپس کنید
رحم بر این غنچه‌های نازک نورس کنید!
بس کنید.


فریدون مشیری

پیوندها