October 2009 Archives

|

امکانات گوگل دنیایی است و هر ازگاهی با گوشه‌ای از این امانات آشنا می‌شویم. تازگی بخش اسناد گوگل (داکیومنتس) را بررسی می‌کردم. در اینجا شما می‌توانید متنی را با دوستان‌تان به اشتراک بگذارید به برخی از آن‌ها امکان ویرایش بدهید و اگر مایل بودید نتیجه را در صفحه‌ای زیرمجموعه‌ی گوگل منتشر کنید به طوری که هر زمان آن متن ویرایش شد محتویات صفحه هم تغییر کند. این بخش گوگل به کار کسانی می‌آید که می‌خواهند بیانیه‌های مشترک بنویسند و خیلی به درد کسانی می‌خورد که می‌خواهند اسناد حزبی تنظیم کنند.
نامه‌ای که دانش‌آموختگان دانشگاه سیستان و بلوچستان به ریاست دانشگاه نوشته‌اند در چندین سایت خبری منتشر شده است. این کار نشان می‌دهد که هر چقدر هم مسئولان دانشگاه سعی کنند دانشگاه را به زندان تبدیل کنند بالاخره مجبورند یک روزدر این زندان را باز کنند و آن وقت زندانیان سابق دیگر ترسی از انتقاد کردن نخواهند داشت. چقدر خوب است که وقتی دانشجویی از دانشگاه فارغ‌التحصیل می‌شود از مسئولان دانشگاه به نیکی یاد کند، این وضعیت کاملاً به عملکرد مسئولان دانشگاه بستگی دارد آن‌ها نباید فقط نوک بینی‌شان را ببینند.
نمایشگاه مطبوعات همان‌طور که شمس‌الواعظین می‌گوید به سوگواره مطبوعات تبدیل شده است. البته باید از همین انگش‌شمار مطبوعاتی هم که در این فضا هم‌چنان شرافتمندانه کار می‌کنند تشکر کرد. سرگرمی تماشاچیان جشنواره در این روزها شده است رفتن به سراغ نشریات و خبرگزاری‌های فاشیستی و بد و بیراه نوشتن در دفاترشان.

| | Comments (1)

وضعیت دختر کلهر از زوایای گوناگونی جالب و بحث‌برانگیز است، سعی می‌کنم به زودی چیزی در موردش بنویسم. به زودی طراحی این سایت را عوض می‌کنم، اگر یک روزی وارد این سایت شدید و دیدید شکل سابق نیست تعجب کنید اشتباه نیامده‌اید.
امروز آقای فاضل مدیر باسابقه و احتمالاً مادام‌العمر امور دانشجویان دانشگاه س و ب تماس گرفت و در مورد عریان شدن دانشجوی فوق لیسانس این دانشگاه این توضیحات را داد: دانشجوی مزبور قبلاً دانشجوی دانشگاه شریف بوده است و این حرکتش اصلاً اعتراضی نبوده است. ایشان مریض است و مبتلا به بیماری هپاتیت سی و افسردگی است و در آن روز به خاطر مرتب نخوردن قرص‌هایش آن حالت بهش دست داده است.
قبلاً پیش‌بینی چنین تکذیبیه‌هایی را ‌کرده بودم. اگر شما در دانشگاه س و ب هستید قاعدتاً باید این حرف‌ها را باور کنید یا دست کم وانمود کنید که باور کردید. من هم تا زمانی که دانشجوی آن‌جا بودم حرف‌های عجیب‌تر از این را هم وانمود می‌کردم باور کردم، راهی جز این وجود نداشت. اما حقیقتش این است که من هنوز نمی‌دانم چرا آن دانشجو چنین کاری کرده است. توضیحات آقای فاضل آدم را بیشتر مشکوک می‌کند. با بیماری هپاتیت آشنا هستم اصلاً چیز عجیب و غریبی نیست و اگر قرار بود به خاطر افسردگی آدم‌ها خودشان را عریان کنند، در آن دانشگاه باید هر روز نیمی از دانشجویان این کار را می‌کردند! (احتمالاً بعداً خواهند گفت دانشجوی س و ب افسرده وجود ندارد، کافی است برای مشاوره روان‌پزشکی به مرکز مشاوره مراجعه کنید ببینید برای چند ماه بعد نوبت شما می‌شود. ضمن این که تنها درصد کمی از دانشجویان افسرده به مرکز مشاوره رجوع می‌کنند.)

|

این همشهری جوان چقدر مزخرف و اعصاب‌خوردکن است. به طرز احمقانه‌ای عکس هنرپیشه‌های سینما را انتخاب می‌کنند و سعی می‌کنند با فوتوشاپ به طرز ضایعی حجاب کامل اسلامی برای‌شان درست کنند تا یک تار مو هم بیرون نزد که خدای نکرده اسلام در خطر بیفتد. کسی نیست به این آدم‌های عقب‌مانده بگوید مردم این‌ها را با همان وضعیت در سینما دیده‌اند، اگر قرار بود چیزی به خطر بیفتد حالا دیگر نابود شده است.
اخباری که از دانشگاه س و ب می‌رسد حاکی از آن است که گویا دانشجویی که چند روز پیش در سلف لخت شده بود، دانشجوی تبعیدی بوده است و به این موضوع اعتراض داشته است. البته هیچ بعید نیست که دکتر اکبری به زودی با وی مصاحبه ویدئویی بکند و او هم اعتراف کند که مثلاً حواسش پرت شده است و ناگهان فکر کرده است که در حمام است یا این که شدیداً احساس گرما کرده است و نتوانسته است تحمل کند؛ خلاصه هیچ‌گونه اعتراضی به هیچ چیز ندارد و از مسئولان دانشگاه و وزارت‌خانه هم حسابی ممنون است.

|

خیلی بد است که روشنفکران این کشور که در مورد همه چیز نظر می‌دهند، از شیر مرغ گرفته تا جان آدمیزاد. وقتی به کلمه‌ی زبان‌شناسی می‌رسند، می‌پرسند خب این چی هست؟
در مورد اظهارات آقای احمد خاتمی بنده با جدیت باید اعلام کنم که قطعاً یکی از دشمنان ایشان من هستم! من هوادار جمهوری هستم. البته از نظر من محتوا اهمیتش بیشتر از فرم است. همان طور که محتوای تظاهرات روز قدس می‌تواند جمهوری‌خواهانه باشد، می‌توان تصور کرد که «جمهوری اسلامی نه یک کلمه زیاد و نه یک کلمه کم» موسوی هم چندان تفاوتی با جمهوری مورد نظر ما ندارد.
شنیدم که پنج‌شنبه گذشته یک دانشجوی تحصیلات تکمیلی در دانشگاه سیستان و بلوچستان در سلف سرویس دانشگاه در حرکتی اعتراضی کاملاً عریان شده است. من هنوز از انگیزه‌ی اعتراضی این دانشجو اطلاعی به دست نیاوردم. اما شنیده‌ها حاکی از این است که آقای اکبری و پورذهبی با کمک شمس و فاضل تلاش زیادی دارند که دانشگاه را به یک قبرستان سرسبز تبدیل کنند.

|

دیروز یعنی روز جمعه با چند تن از دوستان به کوه رفتیم. چند نفر از دوستان قدیم بودند، چند نفر را هم نمی‌شناختم که آن‌جا آشنا شدیم. کوهنوردی هم چیز خوبی است حتی برای پیرمردها.
امروز هم سراغ دانشجویان ممنوع‌الوورد دانشگاه س و ب را گرفتم و گفتند که هنوز در بلاتکلیفی به سر می‌برند.و جلسه تجدیدنظر احکام تشکیل نشده است.
دانشگاه س و ب هم گویا شدیداً مرده است و هیچ حرکت و صدایی از جایی در نمی‌آید. نشریات دانشجویی توقیف شدند، در انجمن‌های اسلامی بسته شده است، انجمن‌های علمی هم هیچ بودجه‌ای ندارن، فعالان دانشجویی هم ممنوع‌الورودند. خلاصه دکتر اکبری می‌خواهد نشان بدهد که به معنای دقیق کلمه یک احمدی‌نژاد در سطح دانشگاه است. معلوم نیست اقای خاتمی با چه ملاک و معیاری در اواخر دوره اصلاحات ایشان را انتخاب کرد. البته بخشی از افتخارات سرکوب دانشجویان به پورذهبی هم می‌رسد.

|

به توصیه یکی از دوستان تصمیم گرفتم لینک وبلاگ‌هایی که به من لینک نداده‌اند را از سایتم بردارم. البته به این معنا نیست که من آن وبلاگ‌ها را دیگر نمی‌خوانم. فقط لینک‌ها را برمی‌دارم. دلیلی ندارد وقتی کسی دوست ندارد به این وبلاگ لینک بدهد من این کار را بکنم. رابطه باید دوسویه باشد.
وضعیت دانشجویان محروم از تحصیل دانشگاه سیستان و بلوچستان هم‌چنان بغرنج است و از ورود به دانشگاه منع شده‌اند.طبق آخرین آمار گویا 12 نفر بوده‌اند که همگی از اعضای انجمن‌های اسلامی هستند. البته در میان این افراد اسامی کسانی که با دانشگاه تسویه حساب کرده‌اند هم دیده می‌شود. شاید صرفاً برای ممنوع‌الورود شدن این افراد این کار را کردند. مسئولان امنیتی دردانشگاه‌ها دچار یک سوءتفاهم اساسی شده‌اند و گمان می‌کنند که اعضای انجمن‌ها پشت صحنه‌ی اعتراضات اخیر هستند. در حالی که جنبش سبز فراگیرتر از تشکل‌های سنتی دانشگاه است و جریانی عمومی است. یک دلیلش هم این است که در دانشگاه آزاد که این تشکل‌ها نیستند هم اعتراضات وجود دارد. در نتیجه این بگیرو ببندها تأثیری در مهار اعتراضات ندارد.مشکل جای دیگری است.
دیروز بیژن خواجه‌پور را دیدم. برای اولین بار بود که ایشان را از نزدیک می‌دیدم.چند روزی است که از زندان آزاد شده است. انسان با روحیه و مقاومی است. شنیدن صحبت‌های ایشان مایه‌ی دلگرمی بود. بعد از تحمل این همه فشار گفتن این که تجربه‌ی خوبی بود واقعاً جالب است. اما نکته‌ای که مایه‌ی شگفتی بود این بود که ایشان با وجود آن که در زندان با شاپور کاظمی ارتباط داشته‌اند اما گویا اطلاع نداشت که ایشان برادر زهرا رهنورد است. خانواده‌ی کاظمی تا مدت زیادی خبر بازداشت وی را علنی نکرده بودند و در زندان هم گویا بیشتر دوست دارند مثل یک زندانی عادی با او برخورد بشود. در هر صورت امیدوارم ایشان و بقیه زندانیان سیاسی هم به زودی آزاد شوند.

|

باید طراحی اینجا را عوض کنم. کمی وقت می‌خواهد و مقدار معتنابهی حوصله که فعلاً ندارم.
تازگی مد شده است که جوان‌ها با شلوار گرم می‌آیند بیرون. بعضی‌هاشون کنارش خط دارد بعضی‌ها هم خیلی ساده است. کم‌کم داریم برمی‌گردیم به عصر بیژامه. فقط تفاوت این است که لباس تنگ مد است. و الا هیچ بعید نبود که ملت با بیژامه‌های راه‌راه گشاد بیایند بیرون و کلی هم مخلفات به گردن‌شان آویزان کنند.
تیشرت‌ها هم خیلی کوتاه شده است که فقط در حالت ایستاده و بی‌حرکت بدن را بپوشاند. به محض این که به یک طرف خم بشوند یک طرف دیگر می‌زند بیرون. خوبی این مدل‌ها این است که چون تمام پستی و بلندی‌ها بدن دیده می‌شود باعث می‌شود که ملت یک فکری به حال اندام‌شان بکنند.
زمزمه‌های شروع دوباره طرح امنیت اجتماعی شنیده می‌شود. خدا به خیر کند. درست مثل این است که بنزین بریزند روی آتش.

|

کار جدیدی که بر عهده گرفتم زیادی وقتم را می‌گیرد و خیلی فرصت کارهایی از قبیل سایت و این چیزها را ندارم.
این دانشگاه پیام نور هم پدر ما را در آورده است تو فکرش هستم یک اطلاعیه به خودم آوزیان کنم که اصلاً قصد ثبت نام در این دانشگاه و مؤسسات مشابه را ندارم هر جا بیست متر قدم می‌زنیم چهار نفر می‌آیندکه آگهی‌های این دانشگاه را به ما قالب کنند. انگار ثبت نام در پیام نور هم زوری شده است.

About this Archive

This page is an archive of entries from October 2009 listed from newest to oldest.

September 2009 is the previous archive.

November 2009 is the next archive.

Find recent content on the main index or look in the archives to find all content.