خبردار شدم که علی باقری, دبیر انجمن اسلامی ادبیات دانشگاه سیستان و بلوچستان به چهارترم محرومیت از تحصیل محروم شده است. علی بهمن ماه 87 همراه با 7 دانشجوی دیگر ممنوع الورود شده بود و کمیته انضباطی بعداً برای وی حکم دو ترم محرومیت از تحصیل را صادرکرد و طی نامهای از وزارت علوم درخواست تبعید وی را داشت. در حالی که نتیجه این درخواست روشن نشده بود مسئولان دانشگاه این ترم هم وی را به دانشگاه راه ندادند. به تازگی وزارتخانه در اقدامی بیسابقه حکم وی را تشدید کرده است. تقاضای دانشگاه دو ترم محرومیت از تحصیل و تبعید بوده است که تبدیل به چهار ترم محرومیت از تحصیل شده است. مطابق آییننامه کمیته مرکزی انضباطی وزارتخانه نمیتواند احکام دانشگاه را تشدید کند. البته در بخش تنبیهات آییننامه بند تبعید از دانشگاه پس از چهار ترم محرومیت آمده، اما بدیهی است که محرومیت چهار ترم شدیدتر از دو ترم و تبعید است. مدیریت دانشگاه سیستان و بلوچستان که بیش از 8 سال ثابت مانده است در یک سال اخیر احکام انضباطی سنگینی برای فعالان دانشجویی این دانشگاه صادر کرده است.
April 2010 Archives
این روزها هر خبری که میخوانم نفرتم بیشتر و بیشتر میشود. در شرایطی زندگی میکنیم که حقیقتاً شرمآور است. آیا ما در به وجود آمدن این وضعیت مسئول نیستیم؟
به نظرم نامه عماد بهاور از آن جهت حائز اهمیت و حتا درسآموز است که از موقعیت خودش و مبارزهای که میکند آگاه است و میداند چرا آنجاست و چه باید بکند. در خاطرات خلیل ملکی هم چیزی قریب به مضمون وجود دارد. او هم در پاسخ یکی از بستگانش که در زندان به ملاقاتش آمده و به او میگوید خیلی بدشناسی آوردی که الآن در زندان هستی، با صراحت و تأکید جواب میدهد من تصادفی مسیرم را انتخاب نکردم و کاملاً میدانم که چرا اینجایم. این آگاهی از وضعیت خیلی مهم است.
فرهیختگان هم سالنامه در نوروز منتشر کرده بود که خیلی هم جالب بود و اتفاقا از سالنامه بهار چند صفحهای هم بیشتر بود. من خیلی دیر دیدمش اما مطالبش واقعاً خواندنی است.
با گسترش این مدهای جدید، خریدن شلوار برای ما معضلی شده است. رفتم شلوار بخرم، تمام شلوارها از این مدلهای فاقکوتاه بود. همان شلوارهایی که تا تکان بخوری یکجایی میزند بیرون. مصیبتی گیر کردیم. مجبوریم بخریم اما با احتیاط از آن استفاده کنیم.
