ابراهیم اسکافی: April 2009 Archives

|

بعد از چند روز آشنایی صحبت از یک آقایی شد که چند روزی بود با او سرو کار داشتیم، دوستم گفت که مخش تاب دارد و من تعجب کردم. چون وقتی خوب فکر کردم دیدم راست می‌گوید. تعجم از این بود که با این همه نشانه‌های بارز چرا خودم متوجه نشدم. فکر کنم دلیلش این است که از بس این مدت دور و برم خل و چل بوده است دیگر خل و چل بودن مردم عادی شده است.
برای نمایشگاه کتاب و کارهای دیگر هفته بعد می‌روم تهران. راستش درست نمی‌دانم نمایشگاه کی باز می‌شود قاعدتا باید هفته‌ی بعد باز شود طبق روال هر ساله.
دانشگاه یک حسن و تنها یک حسن دارد و آن هم این که آدم با کتاب‌های خوبی آشنا میشود یکیش هم این که کتاب ناطوردشت است که آقای زادمهر ترابی معرفی کرده است. قبلاً هم آقای مجید ترابی مقدم هم داستان کوتاه ریپ ون وینکل را معرفی کرد و دوست داشت یک نفر ترجمه‌اش کند. من ترجمه‌اش کردم اما دیگر ظاهراً ایشان دانشگاه نیستند و من هم همین‌طور.

|

میان رأی دادن و رأی ندادن و میان رأی دادن به موسوی و کروبی تردیدهایی دارم. زمانی که خاتمی بود تکلیف‌مان روشن بود. خبرنامه امیرکبیر هم این وسط دارد موش می‌دواند. حمایت کردن از کاندیداها و طرح دیدگاه‌های آنان خیلی خوب است اما گمان می‌کنم در مورد موسوی بی‌انصافی می‌کند. البته ایشان هم باید یعنی اگر رآی دانشجویان را می‌خواهد باید دیدگاه خودش را در مورد مدیریت دانشگاه‌ها شفاف مطرح کند. دو وزارت‌خانه مربوط به دانشگاه‌هاست نمی‌شود به راحتی از کنارش گذشت. این چهارسال هم اتفاقات مهمی در دانشگاه رخ داده است باید موضع کاندیداهای اصلاح‌طلب در این مورد روشن شود. در این مورد بلاید مطالب مفصل و جداگانه بنویسم.
یک عده‌ای انگار کار و زندگی ندارند غیر از این که برای من بدبخت هی شایعه درست کنند یک چیز عجیب و غریبی دیروز شنیدم که شایعه کردند داشتم شاخ درمی‌آوردم. درست است که دوست ندارم در مورد دانشگاه بنویسم اما اگر قرار باشد از این جور کارها صورت بگیرد نظرم عوض می‌شود.

|

توضیحات در مورد داستان ریپ ون وینکل را در پی نوشت آن در انتهاب متن گذاشتم. چون مطالب اینجا جدا از مطالب اصلی است اگر اینجا می نوشتم از داستان جدا می شد.
صحبت های آقای موسوی جالب بود. کم کم دارم امیدوار می ‌شوم البته در این دوره هیچ انگیزه‌ای برای فعالیت سیاسی ندارم، فقط اخبار را دنبال می کنم. صحبت‌هایش تا حد زیادی شبیه خاتمی بود.
ظاهر سایت فیسبوک خیلی بهتر شده است اما عده‌ی زیادی معترض هستند و گروهی درست کردند که به حال قبل برگردد. اما به نظر من صفحه‌ی خانگیش که خیلی بهتر شده است. فعالیت‌ها در فیسبوک زیاد شده است، دیگر فکر کنم وقتش شده است که فیلترش کنند تا همه تو خماری بمانند. مثل اتفاقی که برای اورکات افتاد.

|

با خودم درگیرم که چیزی بنویسم یا ننویسم. سعی می‌کنم چیز بدی ننویسم. دارم زبان‌شناسی می‌خوانم این چیزهایی که نوشتم بیشتر به خاطر این است که آرای سوسور یادم نرود، انتخاباتش را زیاد جدی نگیرید.

About this Archive

This page is a archive of recent entries written by ابراهیم اسکافی in April 2009.

ابراهیم اسکافی: March 2009 is the previous archive.

ابراهیم اسکافی: May 2009 is the next archive.

Find recent content on the main index or look in the archives to find all content.